ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
115
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خود وعده تسخير ممالك فارسى و حيره مىداد شويل از پيغمبر درخواست كرده بود كه كرامه دختر عبد المسيح را از ميان اسراء به او ببخشد كه او هنگامى كه آن زن جوان بود ديده و دلباخته شده بود پيغمبر هم به او وعده داد كه كرامه را بدهد . چون حيره را گشودند او تسليم آن زن را مطالبه نمود جمعى هم شهادت دادند كه پيغمبر به او چنين وعده داده بود خالد هم او را تسليم نمود . ( او كه از حيره ميگذشت آن دختر را با شكوه و جلال با عده حشم بر اسب سوار ديده و تعلق خاطرى به او پيدا كرد . چون او را تسليم نمودند پير و شكسته شده بود او را بخانواده او در قبال صد هزار درهم پس داد و آنها مغتنم شمردند و اين داستان از شاهكارهاى تاريخ كه حاكى سادگى عرب مىباشد مؤلف باختصار آورده . م ) خالد با آن قوم صلح كرد و از آنها صد و نود هزار درهم دريافت نمود گفته شده دويست و نود هزار درهم . هدايا و تحف هم به او تقديم كردند . مژدهء فتح را با هدايا نزد ابو بكر فرستاد ابو بكر هم آن هدايا را به حساب جزيه محسوب و قبول نمود ( از مبلغ معين جزيه كاست و هداياى تسعير شده را به حساب ماليات سرانه آورد كه عدالت اسلام چنين اقتضا داشت ) بخالد هم نوشت كه مبلغ قيمت تحف و هدايا را از ماليات جزيه بكاهد و از آنها نگيرد . فتح حيره در سنه دوازده هجرى در ماه ربيع الاول رخ داد خالد براى اهل حيره عهدنامه ( صلح ) نوشت . چون بعد از وفات ابى بكر اهل سواد ( عراق ) كافر شدند . آن عهدنامه را از ميان بردند . چون مثنى حيره را دوباره گشود با شرايط ديگرى با آنها صلح نمود ( سختتر ) و باز هم برگشتند ( عهد را نقض نمودند ) كه سعد بن ابى وقاص براى سيمين بار آن را گشود و ماليات را چهار صد هزار درهم مقرر كرد غير از املاكى كه با جنگ از آنها گرفته شده . ( فىء - ملك اسلام ) خالد گفت : من هرگز ملتى مانند پارسيان نديده بودم ( در دليرى و پايدارى ) و هرگز از ميان خود پارسيان مانند اهل اليس ( در شجاعت و ثبات ) نديده بودم .